جدید ترین اخبار
fu7584

اگر انتقاد خبرنگار نباشد مسئول خطاکار خون مردم را در شیشه خواهد کرد/ نقد و انتقاد وظیفه یک خبرنگار است

افروز نیوز- (رضا سرخیل) خبرنگاران، نویسندگان و منتقدین، حاشیه نشینانی هستند که پای ثابت وقایع و رویدادهای رخ داده در سطح شهر می باشند اتفاقاتی که شاید  دیگران به راحتی از کنار آن می گذرند، این چشم تیزبین دوربین عکاسان و قلم توانای خبرنگاران است که این وقایع را ثبت و ضبط نموده و به اطلاع مردم می رساند.

رضا سرخیل

به نظر شما  اگر تنها یک هفته سایتها، روزنامه ها، صدا و سیما تعطیل شوند و هیچ خبری منتشر نشود، دنیا دچار سردرگمی خواهد شد یا خیر؟! به نظر نگارنده این تنها اتفاقی است که می تواند جایگاه واقعی خبر، خبررسانی و خبرنگار را به مدیران و مردم نشان دهد.

همه ما عادت کرده ایم به اینکه صبح ها همواره روزنامه را از کیوسکها تهیه کرده، در اینترنت با جستجو نمودن سایتها و خبرگزاریهای گوناگون و یا با نشستن پای گیرنده های تلوزیون و رادیو اخبار روز را دنبال کنیم و در کوتاهترین زمان از اخبار ایران و جهان با خبر شویم.

خبرنگا ران، حاضران در هر جمع و غایبان از نظرند، گاهی پای درد دل کودکان یتیم و بی سرپرست می نشینند و گاهی با مسئولین کلنجار می روند، روزی به دنبال خبر و روزی در حال ثبت آن خبر، خبرنگاران هیچ مرزی جز واقعیت ها را نمی شناسند و تا می توانند از دل و جان ”و بعضا مال” خود مایه می گذارند تا حقیقت و واقعیت را برای مردم منعکس کنند تا دنیای ارتباطات شکل بگیرد.

اما این قلم بدستان جامعه ما در پس این همه شیرینی و تلخی ها ی دنیای خبری، همواره می داند که در انجام رسالت خود باید با سختیها و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کنند.

همگان شنیده ایم که: خبرنگاران پل ارتباطی بین مردم و مسئولین هستند… پل را می توان، نماد وصل و گشایش راهی تازه به سوی آبادانی و پیشرفت تعبیر کرد، اما آیا درجامعه ما خبرنگاران موفق شده اند این نقش را به خوبی ایفا کنند؟! حال اگر اندکی با تامل به جامعه مطبوعاتی غرب استان تهران  بنگریم؛ می ببینیم علیرغم حضور افراد متخصص و یا حتی آموزش دیده و وجود پیشکسوتان نیک اندیش، متاسفانه بدلیل مشکلات مالی و نبود حمایت ها، بی مهری برخی مسئولین، نشاختن جایگاه رسانه ها، نبود امکانات لازم، جامعه مطبوعاتی با ضعف و نقص های بسیاری مواجه است.

نقد و انتقاد وظیفه یک خبرنگار است؛

نقد و انتقاد مهم ترین ابزار یک جامعه برای اصلاح و جلوگیری از انحراف است و می توان گفت نقد و انتقاد دارای پشتوانه قوی دینی است، از این رو می تواند این موضوع را به عنوان رسالت خبری یک خبرنگار دانست.

اگر قرار باشد یک خبرنگار صرفا به بازگو کردن رخ دادهای محل خدمتش و تمجید و تشویق مدیران آن حوزه بپردازد چه کسی فریاد مردم را به گوش مسئولین رسانده و داد آنها را بستاند.

به نظرنگارنده، می توان ازخبرنگار بعنوان پل ارتباطی بین مردم و مسئولین یاد نمود، حال اگر این پل ارتباطی را سیل ”حجوم مسئولین ناشایست و نا کار آمد” از بین ببرد چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟؟!!!!

اهمیت نقد و انتقاد پذیری از دیدگاه مقام معظم رهبری؛

“انتقاد در جامعه چیز خوبی است. زیرا انتقاد موجب می‏شود انتقاد شونده بتواند نقاط قوت و ضعف خود را بفهمد و همچنین ناظران صحنه بتوانند بفهمند. این به پیشرفت کار کمک می‏کند ولی انتقاد، غیر از عیبجویی، آن هم عیبجویی خصمانه است.

برای شنیدن نقد، سینه گشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید، هیچ ضرر نمی کنید از اینکه از شما انتقاد کنند؛

از انتقاد نه بترسید، نه خشمگین و ناامید شوید. این روحیه در حالی در بین مسئولان ایران رواج پیدا کرده است که مقام معظم رهبری نظری به مراتب متفاوت تر از وضعیت حاکم دارند. مقام معظم رهبری در مورد واکنش مسئولان کشور به انتقادات می فرمایند: << به شما مسوولان دولت که بخش های گوناگون در اختیارتان است، می گویم از انتقاد نه بترسید، نه خشمگین و ناامید شوید. این‏طور هم نباشد که اگر روزنامه یا شخصی به بخشی از بخش های دولت یا به کاری که دولت پدید می‏آورد، انتقاد می‏کند، مسوولان آن بخش یا مسوولان دولتی سراسیمه شوند. گاهی اوقات انسان می‏بیند یک حالت سراسیمگی در اینها پیدا می‏شود. نه، به‏ هیچ ‏وجه سراسیمه نشوید. بالاخره انتقاد وجود دارد. راه مورد انتقاد قرار نگرفتن این است که انسان به کنج انزوایی بخزد و هیچ اقدامی نکند، یا اگر مسوولیتی می‏پذیرد، خدای نکرده به لوازم آن مسوولیت عمل نکند تا مثلا کسی به انتقاد از او نپردازد و برخلاف توقع او کاری صورت نگرفته باشد.  بالاخره هر حرکتی صورت می‏گیرد، ممکن است مخالفان و منتقدانی داشته باشد. ممکن است یک اقدام شما کسانی را به حق یا بناحق عصبانی کند و آنها چیزی بگویند. وقتی کار شما مبتنی بر مقدمات منطقی است، باید آن را ادامه دهید >>.

گاهی به انسان یک نقدی می شود، یک عیبجویی یا انتقادی از انسان می شود که آن طرف نیز دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستی او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش می کنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست و دشمنی‏اش هم ثابت نشده ولی نقد و انتقاد است. آن را هم حتی باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفی وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه صدر برخورد بشود.”

به  نظر نگارنده درجامعه ای که فضای بحث و نقد ش در بین مسئولین و مردم متشنج و احساسی باشد، نمی توان از مزایای نقد بهره مند شد؛ در اینگونه جوامع بحث ها احساسی شده و انرژی ها به هدرمی رود، مفسدین و متخلفین ازاین فضا سوء استفاده نموده، انحراف خطا و نقایص نه تنها کم نمی شود بلکه افزایش می یابد.

اما در جامعه ای که نقدش معقول و مسئولینش نقد پذیر باشند، انحراف و خطاهایش کمتر بوده و متخلفین در اینگونه جوامع احساس آرامش نمی کنند و از سوئی منتقدین دلسوز مورد حمایت قرار می گیرند.

در تفکر برخی مسئولین، گرفتن سِمَت یعنی رسیدن به جایگاه اجتماعی ،  این دسته از مسئولین  تحمل نقد را ندارند و انتظارشان این است که هر چه خطا می کنند به به و چه چه بشنوند، در حالی که در اندیشه امام و رهبری اصلا اینگونه نیست از نظر این بزگواران گرفتن سمت یعنی مسئولیت، یعنی خادم و خدمتگزار مردم بودن، یکی ازمهمترین عوامل غوطه ور شدن عده ای از مسئولین در فساد اقتصادی نیز از همین نگرش غلط نشات می گیرد، بدیهی است که عوامل دیگری نیز وجود دارد که چون مرتبط با بحث نیست از آن صرف نظر می کنم.

نقد اعلام خطر و هوشیاری برای نقد شونده است و به معنای اعلام جنگ نیست

 نقد را می توان به دارو تشبیح نمود،  درد دارد و یا تلخ است، اما نتیجه ی نهایی آن سلامت بیمار است، نتیجه ی نهایی نقد هم سلامت نقد شونده و درپی آن سلامت جامعه است؛ اینها واقعیت جامعه بشری است و باید باورداشت که منتقد ما بدخواه ما نیست و پاسخ انتقاد را با انتقام ندهیم .

حمایت از خبرنگاران غرب استان تهران رویائی است دست نیافتنی

در غرب استان تهران به مرکزیت شهرستان شهریار، هستند خبرنگاران دست به قلم و توانمندی که در راه دستیابی به  اهداف و رسالت خود از جان و دل مایه گذاشته، تهدیدات و غضبهای برخی مسئولین مخالف نقد را به جان خریده اند .

خبرنگارانی که برخی از آنها در گذشته به خاطر بازگو نمودن مشکلات شهری، بی عدالتی های رایج در سطح شهر، نا کارآمدی برخی مسئولین شهری خود ویا خانواده ی ایشان مورد تهدید و یا ضرب و وسیله نقلیه اشان مورد تخریب قرار گرفته است .

آن روز انتظار می رفت، دادستان وقت بعنوان مدعی العموم و بالاترین  مقام قضائی شهرستان با بررسی موضوع  و خواندن مطالب چاپ شده  از خبرنگار ”در صورت واقعی بودن مطالب نوشته شده و تخلف رخ داده ” حمایت نموده و با خاطیان برخورد نماید ولی دریغ از یک تذکر یا تلنگر؛ فرماندار با حمایت خود توانست آمار شکایت مسئولین از خبرنگاران را کاهش داده وبستر مناسبی  را برای درج نقد و انتقاد محیا نماید .

 و اما امروز هم ؛ شکایات با عنوانین واهی از خبرنگاران ادامه دارد ….

از اینرو آن دسته از مسئولینی که همواره مورد نقد قرارگرفته و پاسخی محکمه پسند برای منتقد نداشتند اقدام به تنظیم شکایت های واهی از خبرنگاران نمودند، آنها در شکایت خود تعدادی از همکاران خود را بعنوان شاهد قرارداده و مدعی می شدند که آقای x  ” همان خبرنگار منتقد ” در حضور شاهدان  بر علیه وی شب نامه پخش نموده، طومار انتقادی تهیه کرده اند و…

هر چند امروز نمی توان منکر حمایتهای آشکارا و پشت پرده دادستان از خبرنگاران سالم وقانونمند شد ولی گلایه مندیم از دیگر مسئولین بلند پایه شهرستان و استان که با سکوت خود بر این بی عدالتیها دامن زده اند.

اگر فکر می کنید با تهدید و سکوت یک خبرنگار بعنوان منتقد مسائل شهری شهر آباد شده و همه چیز وفق مراد شهروندان خواهد بود، کاملا در اشتباه هستید چرا که اگر نقد خبرنگار نباشد مسئول خطا کار بدون هیچ گونه مانعی خون مردم را در شیشه خواهد کرد.

دادستان عزیز و دیگر مسئولین نظارتی و امنیتی غرب استان تهران؛

امروزه از شهرستان شهریار بعنوان مرکز اداری و سیاسی غرب استان تهران یاد می شود، بدست آوردن نام فرمانداری ویژه  به راحتی نیست و یقینا زحمات بسیاری باید کشیده شود تا این نام برای فرمانداری شهرستان شهریار به ثبت برسد.

چرا هر از چند گاهی شاهد دستگیری فلان عضو شورا، مسئول شهرستان، مدیر اجرائی و… هستیم؟!

به نظر نگارنده وجود خط قرمزها و فیلترهای غیر منطقی خبری در غرب استان تهران باعث گردیده تا خبرنگاران نتوانند بدون ترس و واهمه از مسئولین، آنها را مورد نقد قراردهند که اگر اینگونه نبود هرگز شاهد بروز چنین حوادثی نبوده و موضوع در نطفه حل و بررسی می شد.

مدیری می آید هزار و یک تخلف می نماید؛ از ورود اقوامش به دستگاهها ی دولتی گرفته تا دخالت مشاوراش در ساخت و ساز غیرمجاز و هزینه های میلیونی به طور غیر مجاز در دفتر کارش، مسئولی می آید و پروژه های اجرائی شهر را نیمه کاره رها نموده دفتر خود را ”از محل در آمد ساخت وسازهای غیر مجاز”  تبدیل به کاخی زیبا و شیک می نماید .

خبرنگار این را می بیند و می داند ولی به جهت جایگاه آن مسئول و همچنین خط قرمزی که در شهرستان برایش ایجاد شده است، هرگز جرات نقد و بازگو کردن آن حتی طبق قانون مطبوعات با ”نوشتن آقای ک . م و…” را هم ندارد، مد تها می گذرد آنوقت می گویند فلان مسئول یا عضو شورا بعلت تخلف بازداشت شد.

نگارنده بر این باور است  که تنها راه نجات شهرستان شهریار از این گونه ماجراها، حمایت مسئولین قضائی، نظارتی و حراستی از خبرنگاران منتقد می باشد، تا قبل از بروز هرگونه مشکلی در سطح شهرستانهای غرب استان تهران شما را در جریان امور قرارداده و با ورود به موقع  مسئولین موضوع مرتفع گردد.

سخن پایانی:

خبرنگاری که مدتی بنا به دلایل شخص و یا مشکلات کاری از حضور در صحنه خبری امتناء ورزیده و از طریق سایت به رسالت خبری خود ادامه می دهد خبرنگار اخراجی نیست، خبرنگار استخدام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست که بخواهند وی را اخراج کنند.

آقای شهردار به کجا چنین شتابان ؟؟!!!؟!!

شهردار یکی از شهرهای غرب استان تهران در شکایت خود علیه اینجانب که بعلت بروز مشکلاتی در زمان مدیریت فرماندار جوهری و ریاست جناب عرب نژاد بر اداره فرهنگ و ارشاد، از ادامه کار خبری خود با جراید و نشریات خودداری نموده ام، اینجانب را خبرنگار اخراجی عنوان نموده و….

آیا می توان گفت بازیگری که پس از سالها سابقه بازیگری “به دلایل شخصی و یا ….“ مدتی از عرصه بازیگری کنار بکشد می توان به او گفت بازیگر اخراجی؟!!!

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود