شهدای گمنام شهریار

بنویسم؟ بگیم؟ تمنا کنیم؟ گریه کنیم؟ فریاد بزنیم؟…!

افروز نیوز- (پرویز امینی) فرزندش را که از زیر قرآن عبور داد و با دستان خودش سربند ”یا زهرا” بر پیشانی دلبندش بست و روانۀ دفاع از اسلام و وطن کرد، از همان روز خود را آماده ندیدنش کرده بود. از “ام وهب” شاگرد ممتاز مدرسه عاشورا آموخته بود که نباید هدیه در راه خدا را پس گرفت.

پرویز امینی

مادر شهید گمنام خوب می داند که برای مادران ایرانی، شهید شهید است و همه او را فرزند خود می دانند. مادر شهید گمنام خوب می داند که برای مادر ایرانی فرقی ندارد پلاک بر گردن شهید باشد یا نباشد. نام و نشانی دارد یا ندارد. آنان هرگاه شهید گمنامی در دیارشان تشییع شده و به خاک سپرده می شود او را با جان و دل پذیرا هستند. پس مادر شهید گمنام خیالش راحت است که فرزند شهیدش هر کجا که قدم بگذارد و به خاک سپرده شود، همه آن شهید را فرزند و برادر خود می دانند. چون برایش آنچنان مراسم باشکوهی شکل می گیرد که انگار همه او را سال ها می شناختند. آری همه او را می شناسند. او فرزند روح ا… است و برای دفاع از دین، خاک و ناموس همین مردم جانفشانی کرد. پس زینت گمنامی بر نام شهید، غربت او را بی معنا کرده و همگان او را پاره ای از وجود خود می دانند. مقدمش را گرامی داشته و او را مسافر در ره مانده از خانواده و عشیرۀ خود می پندارند.

و اما بعد…

مرسوم است پس از مراسم خاکسپاری نیز ادارات و نهادهای مختلف برای تجدید پیمان با شهدا و فرهنگ سازی و آشنا نمودن نسل جدید با فرهنگ شهادت و دفاع مقدس، برنامه هایی برای فراموش نشدن فلسفۀ شهادت تدوین نموده و تا دو سه ماه اول و به بهانه های مختلف بر سر مزار شهدای گمنام حاضر می شوند تا شهدای گمنام به تعبیر خودمانی، احساس غربت نکنند.

اما… اینجا شهریار است و صدای ما را از روبروی بارگاه امامزاده اسماعیل (ع) که مشرف به مزار شهدای گمنام است، می شنوید. اینجا وضعیت به گونه ای است که انگار این ۵ شهید گمنام پس از خاکسپاری اتفاقا به دیاری غریب تر وارد شده اند. گویی از بهشت فاو جدا شده اند تا غبار غربت شهریار و سردی و تاریکی ناشی از بی توجهی مسئولین و متولیان امر بر آنها سایه بیندازد و این یعنی؛ ما نتوانستیم حرمت میهمان را آنگونه که باید نگه داریم.

کافی است دلتان بگیرد و به قصد زیارت به مزار شهدای گمنام سری بزنید، بوی غربت را از دور احساس می کنید و به عنوان یک شهریاری، عرق شرم و خجالت بر پیشانی تان ناله می کشد و با خود می گویید: “ای وای؛ این چه رسم مهمان نوازی است؟”

سال ها بود که مسئولین این مکان مقدس را با آتلیه اشتباه می گرفتند و در طول سال و ایام گلباران مزار شهدا، بسیار دوست داشتند تا همزمان با قرار دادن شاخه گل روی مزار، فلش دوربین ها، عکس یادگاری مان را ثبت کنند تا در صورت لزوم روابط عمومی آن دستگاه به عنوان عملکرد به تصویرشان بکشند!!!

در حالی که شهدای گمنام برای جانفشانی در جبهه ها از دیگر همرزمان خود سبقت می گرفتند، و در عوض ما برای قرار گرفتن در لنز دوربین عکاسان سبقت می گیریم. یعنی تمام وظیفه ما در قبال شهدای گمنام در همین گلباران و عکسهای یادگاری خلاصه می شود؟

آه که چه زود فراموشتان کردیم، عزیزان!!!  

اما اوج فاجعه آنجاست که اخیرا خود مسئولین شهرستان هم از وضعیت آشفته و خجالت آور این محوطه  شرمسار هستند و مدتی است که میهمان های فراشهرستانی را برای ادای احترام بر مزار شهدای گمنام نمی برند و ظاهرا این ۵ شهید گمنام کلا فراموش شده اند!!!! نمونه بارز آنرا در هفته ها و ماه های گذشته شاهد بودیم که مسئولین دیگر افتخار عکس گرفتن با شهدای گمنام را هم نمی دهند، چه رسد به ساماندهی مزار این عزیزان!!!

البته این در حق شهدا جفاست که فکر کنیم این سبکبالان در زمان اعزام به خط مقدم، دنبال گنبد و بارگاه پس از شهادت خود بودند. اما وظیفه ما چیست؟ کمی به وجدان خود رجوع کنیم و با گوش دل  بشنویم که ندایی از درون ما را به شکوه و گلایۀ مادر شهید در قیامت هشدار می دهد: “این چه رسم مهمان نوازی بود بی انصاف ها…؟” و براستی من و تو چه پاسخی برای مادران شهدای گمنام داریم؟

 وقتی دستگاههای متولی به وظیفه خود عمل نمی کنند، فکری دیگر باید

بارها و بارها در رسانه های منطقه از غربت شهدای گمنام شهریار گفته شد و نوشته شد و بسیاری فریاد برآوردند که مسئولین؛ شهدای گمنام شهریار را از غربت برهانید!!! اما انگار تا به امروز هیچ فریادی اثربخش نبوده و اتفاقا هیچ مسئولی هم خود را مسئول رسیدگی به وضعیت این عزیران نمی داند.

بارها گفتیم و گفته شد که: “عزیزان مسئول در بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، بنیاد شهید محترم شهرستان شهریار، شهرداری محترم شهریار و… شما را به خدا ذره ای هم به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کنید. خسته شدیم از جلسات متعدد و مصوبات تکراری و بی نتیجه شماها!!! چرا برای یکبار هم که شده پاشنه ها را مردانه و فارغ از سیستم اداری و کاغذ بازی نمی کشید تا دین خود را به شهدای گمنام شهریار ادا کنید؟ با هر کدام که صحبت کردیم، خود را مبری دانستید و دیگری را متولی امر دانستید. مگر رسیدگی به امور این عزیزان در شرح وظایف شما نیست؟

یعنی رسیدگی به مزار شهدای گمنام شهریار وظیفه بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس نیست؟ یعنی بنیاد شهید شهریار به عنوان متولی، هیچ وظیفه ای در این خصوص ندارد؟ یعنی شهرداری نمی تواند مصوبه ای از شورای اسلامی شهر بگیرد و خود را ملزم به بازسازی محوطه مزار شهدای گمنام بداند؟ پس شما در این جلسات و پشت درهای بسته چه می کنید؟ چرا برای یکبار هم که شده این موضوع در شورای فرهنگ عمومی شهرستان مطرح و اجرایی نمی شود؟

شما را به خدا برای یکبار هم که شده با افکار عمومی صادق باشید و اگر در این حوزه از دستتان کاری بر نمی آید، رک، شفاف و صادقانه بگویید تا مردم تکلیف خود را در این زمینه بدانند و راسا دست بکار شوند.”

متناسفانه؛ در این شهرستان ثابت شد که هیچ نهاد و مسئولی توان برداشتن کانکس انتقال خون را از این محوطه ندارد! کانکسی که به لحاظ جانمایی نامناسب، عملا مزار شهدای گمنام را تحت الشعاع قرار خود داده و آنرا از منظر عمومی خارج کرده است. عوامل این واحد علاوه بر مزاحمت فیزیکی ناشی از کانکس مذکور، بخشی از این منطقه را هم به شستشوی روزانه خودروی پراید خود اختصاص داده اند و وضعیت بهداشتی این مکان را از آنچه هست بغرنج تر می کنند.

متاسفانه؛ وضعیت بهداشتی در این مکان اصلا مساعد نیست و نمونه بارز آن همین تصویر مربوط به آبخوری است که می بینید و همچنین استقرار دائمی معتادین عفونی که هر یک این مکان را امن ترین خوابگاه و استراحتگاه خود می دانند.

متاسفانه؛ سکوهای اطراف این مزار محل قول و قرارهای آنچنانی شده است. امروز در هر گوشه از این مرکز شاهد چنین حرکات زشت و زننده ای هستیم. در حالیکه انتظار می رود فضای این مرکز طوری طراحی شود که علاوه بر حفظ ارزش و جایگاه شهدای گمنام، محلی برای اجرای برنامه های فرهنگی و مذهبی باشد.

متاسفانه؛ وقتی بیناد شهید شهریار و بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس خود را متولی این کار نمی دانند، وقتی دیگر متولیان شهرستان از شورای فرهنگ عمومی گرفته تا… از بازسازی و ساماندهی این مرکز سر باز می زند و بهانه می کند که پول و اعتبار ندارند، چاره کار چیست؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و این مکان مقدس را به همین حالت رقت بار رها کرد؟

متاسفانه؛ به نقطه ای رسیده ایم که دستگاه های متولی ذره ای در این زمینه دلسوزی نمی کنند و تمام همت شان به جلسات و مصوبات روی کاغذ خلاصه شده است. بنابراین فکر دیگری باید نمود و هر چه سریع تر شهدای گمنام شهریار را از غربت رهانید و از آبروی دنیوی و اخروی شهرستان دفاع کرد.

پس از طریق این رسانه دعوت عمومی می کنیم؛ حال که مسئولین شهرستان و متولیان امر علیرغم برخورداری از بودجه های باصطلاح فرهنگی چند ده میلیاردی، خود را به خواب زده و هیچ انگیزه و علاقه ای برای سر و سامان دادن به این محوطه ندارند، بزرگان، خیرین و دلسوران فرهنگی و غیرتی شهرستان شهریار آستین ها را بالا زده و خود دست بکار شوند تا این مرکز از وضعیت شرم آور خارج شود و در خور شان و نام والای شهید ساخته و تعبیه گردد.

و حال که آنها بزرگی کردند و شهر ما را با قدوم خود آذین بستند، ما هم سعی کنیم لایق این بزرگی باشیم.

نکته: ارتباط تلگرامی با مدیر افروز نیوز:  afroznews@

۰۹۱۲۳۱۱۶۷۰۰

۰۹۱۹۳۷۰۰۰۵۱

یک نظر

  1. سلام عرض ارادت
    من از وجود این سایت بینهایت متشکرم

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود