جاده ابریشم

تبادلات فرهنگی و ضد فرهنگی در جاده ابریشم!

افروز نیوز- (مهسا پهلوانپور) تاریخ پر تلاطم ایران همواره گویای تاخت و تازها، غم وشادی ها، فراز و فرود های حکومتی در این سزمین بوده است.

مهسا پهلوانپور

که گاه با شمشیر مغول ها، گاه با آتش اسکندر و گاه با تپه هایی از چشم های کرمانی ها، بارها بارها این زخم ها براندام این موطن خورده است. ایران همیشه در تحول، ایران ناپایدار سیاسی حتی در خون بار ترین شرایط و اوضاع اجتماعی دچار حذف هنر و هنرمند نبوده است و بارها و بارها این اقوام سرکش را در آغوش هنر به هنرپرورانی مبدل ساخت که ادوار تاریخی را متحیر می کند.

از صحنه های تاخت و تاز که بگذریم و قدم در راه های تجاری میان قاره ای بگذاریم به راهی برمیخوریم که از حیث طول جغرافیایی آن را جاده ابریشم می نامند جاده ای از خاور تا باختر، از سر حد چین تا جنوب اروپا، که نه تنها مبادلات تجاری از این جاده صورت میگرفت بلکه تعاملات فرهنگی هنری نیز از همین راه بوده است و یکی شدن و ادغام بعضی عناصر فرهنگی و هنری در میان ممالکی که تحت نفوذ و حضور بازرگانان جاده ابریشم در طی ۱۷۰۰ سال بوده اند، بسیار طبیعی است!

هنر نگارگری که پیشینه آن با غار نگاری ها و سنگ نوشته های ۷۰۰۰ ساله لرستان رقم خورده است، در این تبادلات فرهنگی و هنری با آغوش باز پذیرای حضور و دخول طرح هاو نقش مایه هایی جدید شد. از جمله اژدها!

مقایسه ی اژدهای ایرانی که آن را (اژی دهاک )و (اژی) نیز می خواندند و در اوستا جزو اهریمنان بوده است و در شاهنامه فردوسی (ضحاک نیز نوعی اژدهاست )جزو موجودات شرور، با اژدهای چینی خالی از لطف نیست، چرا که قرنهاست شرق آسیا از جمله چین اژدها را موجودی فرا زمینی، مقدس و سرچشمه ی باروری و زایش طبیعت می دانند.

حال چه می شود که این موجود افسانه ای در دو هیبت دیده میشود اژدهای ایرانی با پرونده ای سیاه و اژدهای چینی با پیشینه ای سفید؟

استاد رامونا محمدی در کتاب مکاتب هنری نقاشی ایرانی بر این امر اذعان دارند که بعد از حمله ی مغول ها از سمت آسیای شرقی و خون ریزی ها و بی رحمی ها بر اقوام ایرانی پیوندی میان هنر ایرانی و چینی ومغولی برپا گشت که یکی از بهترین مکاتب نگارگری ایرانی را بوجود آورد.

اما خاطرات تلخ هجوم مغول ها باعث شد تا اژدها برای همیشه موجودی متجاوز و اهریمنی باقی بماند. اژدهایی که با بدنی شبیه مار و خزندگان با دست و پای کوتاه و بالهای کوچک بر خلاف اژدهای آسیای شرقی که به رنگ قرمز و طلایی است، زرد و سیاه با دهانی فراخ و زبانی سیاه ترسیم می شود. نکته جالب توجه این جاست که شرق آسیا نیز این نکته ها را فراموش نکرده اند و در مقابله با این ضد فرهنگیشان و با ساخت انیمیشنی چند قسمتی به نام پاندای کونگ فو کار اژدها را موجودی قهرمان و فرازمینی نشان می دهند که در مقابل موجودی شرور به نام سیمرغ می جنگد و حال آنکه پرونده ی سیمرغ هزاران سال است که نزد ایرانیان سفید و نیکوست!

مدت هاست در جاده ابریشم هیچ بازرگانی به تجارت نمی پردازد و هیچ فرهنگی به اجبار وارد سرزمینی نمی شود بلکه تزریق های آرام و زیر پوستی این هجوم های ضد فرهنگی را آسانتر کرده است تا جایی که همه افراد خانواده بدون هیچ ناراحتی و به راحتی به تماشای نابودی فرهنگ و پیشینه خود می نشینند، شاید منع از تماشا گزینه نادرستی باشد، اما گزینه بهترو موثر تر مطالعه، حفظ و ترویج آنچه از پیشینیان ما باقی ست، روش موثرتر و روشن بینانه تری برای ما و فرزندانمان است.

مخالفان تو موران بدند و مار شدند

برآر زود ز موران مارگشته دمار

مده زمانشان زین بیش و روزگار مبر

که اژدها شود ار روزگار یابد مار

یک نظر

  1. بسیار عالی ،البته کاش اشاره ای به حمله اعراب به آیران هم می شد
    پایا باشی

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود