شب و روزای تکراری

تموم شب و روز تکراری…

چند ترانه از “مرضیه اکرمیه”

مرضیه اکرمیه

 

 

تموم شب و روز تکراری…

حواسم رو جمع می کنم که یه وقت

نخوای دستامونو تو تفریق کنی

که روزی توی منگنه قلبمو

نذاری واین عشقو تعلیق کنی

همون قد واسه موندنت تودلیل

داری که واسه رفتنت هم داری

میخوام رو کنی تو به من وبگی

تو دنیات یکی مثل من کم داری

می دونم چقد سخته که این روزا

بتونی یکی رو نگه داری و

بتونی کنارش فراموش کنی

تموم شب و روز تکراری و

می دونم ولی سعی مو می کنم

که سوء تفاهم یه وقت پیش نیاد

که از ما دوتا هیچ کدوم تا ابد

نبود یکی مونو هرگز نخواد

“مرضیه اکرمیه”

 

لعنتی ترین حوالی

نه رمق مونده برام و

نه دیگه حسی وحالی

اسم جایی که تو نیستی

لعنتی ترین حوالی

این روزا یه جایی میخوام

بی در وپنجره،دل باز

با یه عذرخواهی نمیشه

که یه مرده زنده شه باز

این اتاق سر پوشیده

منو می بره به کابوس

خودمو توضیح ندادم

اونجوری که باید افسوس

زندگی نکردنه من

یه جورایی خود مرگه

من کسی جز تو نداشتم

این جدایی خود مرگه

تو رو می سپرم به رویا

تو رو می سپرم به خورشید

می سپرم به سرنوشتی

که تو رو به من نبخشید

تو اگه شناخت کافی

روی من داشتی می موندی

روز آخری با تردید

منو از خودت می روندی

“مرضیه اکرمیه”

 

بارونه پاییزی

هوا کمی تا قسمتی ابری

هواشناسی گفته بارونه

دوباره به فکرم خطور کرده

یعنی کجاس ویعنی با اونه؟

تصور گرفتن دستت

تو دستای یکی دیگه مرگه

کنار پاهای تو این روزا

پاهای کی رو تن هر برگه

قلب منو مبادا بشکونی

قلبی که خونه تو بود وهست

دنیا بدون حتی دیواری

بی تو برام میشه خود بن بست

قفس برای من نه میله است و

نه هم در اتاقی که بسته است

قفس من لحظه ای که میگی

قلب تو از بودن من خسته است

بارون منو می باره وقتی که

احساس مو جدی نگیری تو

پاییز منو می ریزه اون لحظه

که رو کنی به من بگی دور شو

می ترسم از روزی که حرفای

تو بازیه با با کلمات باشه

یکی دیگه بهونه رفتن

تو بارون وشال وکلات باشه

مرضیه اکرمیه

 

صدایِ  بادِ و بارون…

از کجا معلومه ابرایی که توی آسمونه

تکه تکه تکه تکه تکه های آدما نیس؟

ازکجامعلومه بارونه یه ریزِتو زمستون

گریه های بعد مرگ روح تن زخمی ما نیس؟

من میگم که خون دل خوردن خورشیدِو ولی تو

اسم این پدیده رو غروب می ذاری بی محابا

من میگم اشک خدابه خاطر ظلمای تاریخ

ولی تو اسم اونوگذاشتی دریا تو کتابا

صدایِ  بادِ و بارون توی شاخه های جنگل

اولین سمفونی وخدا نوشته نه یه آدم

خاک و خاکستروشعله های آتیشه و فریاد

چه شباهت عجیبیس بین دنیا و جهنم

از کجا معلومه این دنیاهمون جهنمی که

خدا وعده شو به آدمای بد داده نباشه

از کجا معلومه که دنیای دیگه واسه هیتلر

یه مدال افتخار زردی آماده نباشه

“مرضیه اکرمیه”

 

من با خودم مفصل حرفامو زدم

من با خودم کنار میام کنار می رم

کناره می گیرم ازت همین روزا

من وتو به هم نمیام مشخصه

برو ازم می رم ازت همین روزا

من با خودم مفصل حرفامو زدم

آدم توی آینه قانع شده

وقتی نه شونه های تو پناه می شه

نه سیل اشکای منو مانع شده

وقتی برات بود و نبودم یکیه

وقتی که این آدم روبروم دوتاست

یه روزایی فقط تو آرزوم بودی

وقتی نمی دونستم آرزوم دوتاست

یه سایه هرجا که میری باهات میاد

منم برم تو تک وتنها نمی شی

یه صندلیه دیگه واست میارم

دو نفری روی یکی جا نمی شی

“مرضیه اکرمیه”

 

روزهای پاییزی نرو

به جای پشت پابه این رابطه لبخند بزن

دست منو به جای دسته های ساکت بگیر

یه جوری زود به زود تو فکرتومیرم که دیگه

حتی خود منم دیگه نمی بینم دیر به دیر

اگه میخوای بری برو حرفی ندارم فقط

تو این روزهای پاییزی رفتن تو عذابه

از ارتفاع می ترسم واین زندگی هم فقط

بی تو واسم شبیه راه رفتنه رو طنابه

خیال کجا و خود واقعیت کجا بمون که

بی دستای گرم تو من یخ می زنم تو پاییز

نه نمیگم چیزهای باارزشی رو ندارم

ارزش تو بیشتره از خود منو از هر چیز

فرق سکوت من وتو همینه که این روزها

نگفته های منو هم گفته نشه می دونی

مرگ منه لحظه ای که رفتنتو ببینم

خیال تو جای خودت رو صندلی می شونی

“مرضیه اکرمیه”

 

قهوه ای که

قهوه ای که منو به هم می زنه و

قهوه ای که خاطرهٔ تلخ منه

وقتایی که تنهاییام درد می کنه

خیال خوب تو یه جور مُسکنه

رو اول بازی تمرکز می کنم

تو روزایی که آخری برام نموند

تو روزگار قحط عاشقونه ها

نه قلبی ونه باوری برام نموند

پرت وپلاهای تو خواب هر شبم

نتیجه سکوت چشمای توئه

من جایی پیش تو ندارم و ولی

نباشی هم کنار من جای توئه

تو رو تصّور می کنم تو رو بااون

پیرهنی که یقهٔ دیپلماتی داشت

آدم نمی تونه فراموش بکنه

آدمی رو که بااون تله پاتی داشت

“مرضیه اکرمیه”

یک نظر

  1. عالی بودن
    تا بحال اینقدر متفاوت و دور از کلمات کلیشه نخونده بودم لذت بردم درود بر شاعر

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود