ققنوس

خاستگاه ققنوس

افروز نیوز- (مهسا پهلوانپور) ققنوس یا ققنس ]قَ نُ[ ( معرب – اِ) نام مرغی است که در ایران زمین به این نام خوانده می شود و در زبان های دیگر از جمله عربی: العنقا (عنقا) و در انگلیسی :Phoenix   ققنوس، معرب کلمه ی کوکنوس kuknos و به چم قو swan همتای کلمه ی هند و اروپایی و چینی فونیکس است که در تاریخ اساطیر مللی چون یونان، مصر، ایران، چین و هند موجودی افسانه ای و مقدس می باشد.

مهسا پهلوانپور

اگر چه ققنوس در اساطیر ملل آسیایی همچون چین و ایران جایگاه ویژه ای دارد، اما برخی معتقدند که اسطوره ی ققنوس از مصر باستان برخاسته، به یونان و روم رفته و هم سو با باورهای مسیحیت شاخ و برگ بیشتری یافته است.

با مطالعاتی که پژوهشگران انجام داده اند به این مهم رسیده اند که استفاده از داستانهای ققنوس بیشتر در تاریخ کلامی ما ایرانیان و به صورت سینه به سینه نقل گشته است و در هزار سال شعر فارسی تقریباً هیچگاه از ققنوس استفاده نشده و تنها عطار نیشابوری در منطق الطیر از آن یاد کرده است. و جالب آنکه وی به صراحت بر این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد مخالفت کرده و ققنوس را مثل دیگر موجودات فانی و میرا دانسته. در منطق الطیرققنوس طُرفه مرغی دلستان است که ماوای او در هندوستان می باشد.

با توجه به این که در اوستا نیز از برخی پرندگان مانند سیمرغ، کرشپتر (پرنده ی تیز پروازی که گفته های پیامبر زرتشت را در اطراف می پراکند ) و دیگری اشوزشت یا جغد (که با ذکر کلمات مقدس، دیوان  شروران را دور می ساخت – معادل مرغ آمین امروزی) و یا چمروش (که محافظ ایران و ایرانیان بود…) اما هیچ کجا از ققنوس نامی یا مشابهی آورده نشده است. اما در دوران معاصرشاعران نو پردازی چون نیما از این پرنده در آثارشان یاد کرده اند که در ذیل همین مطلب چند نمونه را ذکرمیکنم.

علامه دهخدا در توصیف ققنوس آورده است که: گویند منقار او سیصدو شصت (این عدد نزدیک به عدد روزهای سال قمری است) سوراخ دارد و در کوه بلندی مقابل باد می نشیند و صدای عجیب و غریب از منقار او برآید و به سبب آن مرغان بسیارجمع آیند. از آنها چندی را گرفته طعمه ی خود سازد. گویند هزار سال عمر کندو چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بربالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال برهم زند. چنانکه آتشی از جان او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش تخمی پدید آید (که ققنوس بعدی در آن تخم است و متولد می شود) و او را جفت نباشد .و موسیقی را از آواز او دریافته اند .

در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان می برد. اساساً در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هنداروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، را به اسطوره ی ققنوس نسبت داده اند.

شایان ذکر است که ققنوس پرنده ای افسانه ای و عربی است که خاستگاهش کشور مصر می باشد و مصریان براین باور بوده اند که این پرنده به راستی نادر است و به روایت مردم شهر Heliopolis، هر ۵۰۰ سال یک بار آن هم پس از مرگ ققنوس قبلی در مصر می آید. آن طور که از شکل  واندازه اش در تصاویر بر می آید، بال و پرش بخشی قرمز و بخشی زرد طلایی است و اندازه و شکل عمومی آن مانند عقاب است. داستانی هم از کار این پرنده می گویند که به نظر من باور کردنی نیست و آن این که این پرنده جسد والد خود را، که با نوعی صمغ گیاهی خوشبو اندود شده، همه ی راه از سرزمین عرب تا معبد آفتاب با خود می آورد و آن را در آن جا دفن می نماید. می گویند برای آوردن جسد ابتدا گلوله ای آن قدر بزرگ که بتواند آن را حمل نماید از آن صمغ گیاهی می سازد، بعد توی آن را خالی می کند و جسد را در آن می گذارد و دهانه آن را با صمغ تازه می گیرد و گلوله را که درست همان وزن اولیه خود را پیدا کرده به مصر می آورد و در حالی که تمامی رویه گلوله از صمغ پوشانده شده آن را همان طور که گفتم درون معبد آفتاب می گذارد، و این داستانی است که درباره این مرغ و کارهایش می گویند.(هرودوت)

 در میان مصریان، اسطوره ققنوس در اصل اسطوره خورشید بوده که بعد از هر شب دگر بار در سحرگاه طلوع می کند و نام شهر هلیوپولیس در نوشته هردوت نیز باید در همین ارتباط باشد. واژه فنیکس در زبان عبری شامل سه بخش fo-en-ix به معنی یک آتش بزرگ است .

 اما قضیه در یونان و روم مسیحی کمی متفاوت است. و روحانیون مسیحی زندگی افسانه ای ققنوس را به این امر بسط داده اند :

“در حالی که ققنوس بدون جفت گیری می زاید و زاده می شود، چرا باید آبستنی مریم باکره و بکرزایی او برای ما شگفت انگیز باشد؟”

 روحانیی به نام سن گریگوری (َ۵۳۸ تا ۵۹۳ میلادی) در کتابی تحت عنوان “عجایب هفتگانه” که در آن ققنوس در مرتبه سوم قرار داشت نوشت:

“معجزه ققنوس را باید برهان روشنی بر معاد جسمانی انسان دانست، انسانی که از خاک به وجود آمده و به ذرات خاک تبدیل می شود و با صور اسرافیل دوباره از همین ذرات بر خواهد خاست.

یک نظر

  1. بسیار زیبا و جذاب بود. در مورد ققنوس چیزهایی خوانده بودم ولی این مطلب و نوشته ی شما خیلی جامع و کاملتر بود از آنچه من مزالعه کرده بودم. امیدوارم باز هم از این اطلاعات برای خوانندگان مرقوم نمایید

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود