جدید ترین اخبار
ورود ممنوع

مدیران در پشت درهای بسته/اتاق هایی با درهای برقی و روکش چرم

افروز نیوز- می گویند که مسئولان ما در اتاق های شیشه ای هستند و در اتاقشان همواره به روی مراجعان باز است.

می گویند فلسفه حضور مسئولان ارائه خدمات بهتر به مردم است تا مردم در صورت روبرو شدن با ناملایمات دیگر کارکنان، به آنها مراجعه کنند تا علاوه بر اینکه با چهره ای گشاده روبرو می شوند، در کمال آرامش و احترام به مشکلات پیش آمده رسیدگی کنند.

باز گفته اند و همچنان ادامه می دهند که مردم، ولی نعمت مسئولان و نهادها هستند و تکریم ارباب رجوع از پر اهمیت ترین اصول کار در ادارات است. ادعای همیشگی اکثر مسئولان ارشد و حتی رده چندمی این بوده و هست که این میزها و پست ها هدیه مردم ایران به آنهاست و آنان امانت دار چند وقته مسئولیت هستند تا با خدمت به مردم، توشه نیکویی برای سفر به آن دنیا فراهم کنند و آن یکی چه زیبا گفت که پذیرش یک مسئولیت، فرصتی غنیمت است برای رسیدن به کمال انسانی و نزدیک تر شدن به خدا.

اما وقتی به تحقیقات میدانی خود ادامه دادم، همواره دیدم، در اتاق مدیران پوشیده از چرم است تا بلکه صدای صحبت مدیر با آن دیگری بیرون درز نکند و قفلش هم برقی است تا اگر زمانی مراجعه کننده خسته ای از روی عصبانیت خواست بدون اجازه دفتر دار وارد اتاق رئیس بشود، با مانع امنیتی روبرو گردد.

براستی چه صحبت هایی مگر در پشت آن درهای پوشیده از چرم می کنند که نباید دیگران بشنوند؟ آیا ممکن است پرداختن به تقاضایی غیرقانونی و خدایی ناکرده در راستای تضییع حقوق دیگران باشد؟

یکی می گفت: دیدم در یکی از شهرداری ها و حتی دفاتر شورای شهر ساعت ۹:۳۰ داشتند صبحانه (املت، عسل، تخم مرغ آب پز) می خوردند و آبدارچی هم مرتب چای برایشان سرو می کرد، لابلای خوردن نیز با هم شوخی می کردند و از خاطرات شیرین می گفتند و می خندیدند. وقتی تعداد مراجعان را شمردم، تعداد افراد منتظر به ۸ نفر رسیده بود.

دفتردار جدید مرا نمی شناخت. گفتم با فلانی قرار دارم. گفت: جلسه دارند، بنشین و منتظر باش تا خبر بدم.

بلادرنگ با شخص مورد نظر تماس گرفتم که من آمده ام در سالن انتظار هستم. گفت بیا داخل، به دفتر دار گفتم، او رفت اجازه گرفت و مرا به داخل راه داد. وقتی وارد شدم دیدم که چه سفره رنگینی چیده شده و چند نفر با آرامش خاطر دارند در ساعت کاری صبحانه می خورند.

گفتم: فلانی ساعت ۹:۳۰ است و مردم پشت در منتظر هستند.

گفت: بیا صبحانه بخور خیلی حرص نزن.

فکر کنم یادش رفته بود، وقت و آن موادی که میخورد حق الناس است و باید در قبال این رفتارش پاسخ بدهد.

بیرون که آمدم به دفتر دار گفتم: این افراد در گذر زمان تغییر می کنند و تو بخاطر هیچ بهره ای خودتو آلوده به گناه نکن و دروغ نگو. شهرداری و شورا و حتی ادارات دیگه در کل کشور، برای این مردمه و اینها ولی نعمت مسئولان هستن. پس سعی کن مردمی باشی.

از دستم دلخور شد و من بیرون اومدم.

حال سوال جدید من از آقای استاندار، فرماندار و نماینده محترم قانون گذار در مجلس این است: آدرس اتاق های شیشه ای که دایم شعار آنرا سر می دهید، کجاست؟ و مسئول مردمی کیست و چه خصوصیاتی دارد؟

غلامرضا جباری/ خبرنگار و محقق اجتماعی

۳ نظر

  1. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی
    سپاسگزارم

  2. از بابت اینکه مطالب خیلی خوب و با کیفیت تولید می کنید از شما سپاسگزاریم.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود