جدید ترین اخبار
انتقاد

نقد و انتقاد وظیفه یک خبرنگار است!

افروز نیوز-(رضا سرخیل) خبرنگاران، نویسندگان و منتقدین، حاشیه نشینانی هستند که پای ثابت وقایع و رویدادهای رخ داده در سطح شهر می باشند. اتفاقاتی که شاید دیگران به راحتی از کنار آن می گذرند، این چشم تیزبین دوربین عکاسان و قلم توانای خبرنگاران است که این وقایع را ثبت و ضبط نموده و به اطلاع مردم می رساند.رضا سرخیل

به نظر شما اگر تنها یک هفته سایتها، روزنامه ها، صدا و سیما تعطیل شوند و هیچ خبری منتشر نشود، دنیا دچار سردرگمی خواهد شد یا خیر؟! به نظر نگارنده این تنها اتفاقی است که می تواند جایگاه واقعی خبر،  خبررسانی و خبرنگار را به مدیران و مردم نشان دهد.

همه ما عادت کرده ایم به اینکه صبح ها همواره روزنامه را از کیوسکها تهیه کرده، در اینترنت با جستجو نمودن سایتها و خبرگزاریهای گوناگون و یا با نشستن پای گیرنده های تلویزیون و رادیو، اخبار روز را دنبال کنیم و در کوتاهترین زمان از اخبار ایران و جهان با خبر شویم.

خبرنگا ران، حاضران در هر جمع و غایبان از نظرند، گاهی پای درد دل کودکان یتیم و بی سرپرست می نشینند و گاهی با مسئولین کلنجار می روند، روزی به دنبال خبر و روزی در حال ثبت آن خبر.

خبرنگاران هیچ مرزی جز واقعیت ها را نمی شناسند و تا می توانند از دل و جان و بعضا مال خود مایه می گذارند تا حقیقت و واقعیت را برای مردم منعکس کنند تا دنیای ارتباطات شکل بگیرد.

اما این قلم بدستان جامعه ما در پس این همه شیرینی و تلخی ها ی دنیای خبری، همواره می دانند که در انجام رسالت خود باید با سختیها و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کنند.

همگان شنیده ایم که: خبرنگاران پل ارتباطی بین مردم و مسئولین هستند… پل را می توان، نماد وصل و گشایش راهی تازه به سوی آبادانی و پیشرفت تعبیر کرد، اما آیا در جامعه ما خبرنگاران موفق شده اند این نقش را به خوبی ایفا کنند؟! حال اگر اندکی با تامل به جامعه مطبوعاتی غرب استان تهران بنگریم؛ می ببینیم علیرغم حضور افراد متخصص و یا حتی آموزش دیده و وجود پیشکسوتان نیک اندیش، متاسفانه بدلیل مشکلات مالی و نبود حمایت ها، بی مهری برخی مسئولین، نشاختن جایگاه رسانه ها، نبود امکانات لازم، جامعه مطبوعاتی با ضعف و نقص های بسیاری مواجه است.

نقد و انتقاد وظیفه یک خبرنگار است

نقد وانتقاد مهم ترین ابزار یک جامعه برای اصلاح و جلوگیری از انحراف است  و می توان گفت نقد و انتقاد دارای پشتوانه  قوی دینی است و در همین راستا روایات مستندی نیز وجود دارد که قصد نداریم در این مقال متوقف شویم.

بر این اساس جامعه ای که نقد و انتقاد نداشته باشد قطعا جامعه ای مرده خواهد بود؛ قانون اساسی که تبلور انقلاب شکوهمند اسلامی است امر به معروف و نهی از منکر را دو سویه می داند،هم برای مردم، نسبت به حکومت و مسئولین و هم برای حکومت و مسئولین نسبت به مردم.

اهمیت نقد و انتقاد پذیری از دیدگاه رهبری

انتقاد در جامعه چیز خوبی است. زیرا انتقاد موجب می‏شود انتقاد شونده بتواند نقاط قوت و ضعف خود را بفهمد و همچنین ناظران صحنه بتوانند بفهمند. این به پیشرفت کار کمک می‏کند ولی انتقاد، غیر از عیبجویی، آن هم عیبجویی خصمانه است.

برای شنیدن نقد، سینه گشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید، هیچ ضرر نمی کنید از اینکه از شما انتقاد کنند.

این روحیه در حالی در بین مسئولان ایران رواج پیدا کرده است که مقام معظم رهبری نظری به مراتب متفاوت تر از وضعیت حاکم دارند. مقام معظم رهبری در مورد واکنش مسئولان کشور به انتقادات می فرمایند: “به شما مسوولان دولت که بخش های گوناگون در اختیارتان است، می گویم از انتقاد نه بترسید، نه خشمگین و ناامید شوید. این‏طور هم نباشد که اگر روزنامه یا شخصی به بخشی از بخش های دولت یا به کاری که دولت پدید می‏آورد، انتقاد می‏کند، مسوولان آن بخش یا مسوولان دولتی سراسیمه شوند. گاهی اوقات انسان می‏بیند یک حالت سراسیمگی در اینها پیدا می‏شود. نه، به‏ هیچ ‏وجه سراسیمه نشوید. بالاخره انتقاد وجود دارد. راه مورد انتقاد قرار نگرفتن این است که انسان به کنج انزوایی بخزد و هیچ اقدامی نکند، یا اگر مسوولیتی می‏پذیرد، خدای نکرده به لوازم آن مسوولیت عمل نکند تا مثلا کسی به انتقاد از او نپردازد و برخلاف توقع او کاری صورت نگرفته باشد.  بالاخره هر حرکتی صورت می‏گیرد، ممکن است مخالفان و منتقدانی داشته باشد. ممکن است یک اقدام شما کسانی را به حق یا بناحق عصبانی کند و آنها چیزی بگویند. وقتی کار شما مبتنی بر مقدمات منطقی است، باید آن را ادامه دهید”.

“گاهی به انسان یک نقدی می شود، یک عیبجویی یا انتقادی از انسان می شود که آن طرف نیز دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستی او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش می کنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست و دشمنی‏اش هم ثابت نشده ولی نقد و انتقاد است. آن را هم حتی باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفی وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه صدر برخورد بشود.”

و البته ایشان بین نقد و تخریب هم فرق گذاشته اند

 ایشان بر همین اساس می فرمایند: “انتقاد به معنای تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم می‏کند. اگر انتقادی دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته می‏شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک وقت عیب جویی غیرمنصفانه‏ای هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومی و واقعیت های بیرونی را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین من نمی‏خواهم انتقاد را منع کنم؛ اما تخریب را چرا. تخریب به ‏هیچ ‏وجه مصلحت نیست. با هیچ توجیهی کسی نمی‏تواند خود را قانع نماید که دولت را تخریب کند.”

مسئولینی که تحمل نقد را ندارند دچار فساد خواهند شد

مسئولینی که در نظام مقدس جمهوری اسلامی مسئولیت می پذیرد، باید بداند به صرف پذیرش مسئولیت، خود را در معرض نقد مردم قرار می دهند، یا باید نقد را بپذیرد و نقد پذیر باشد و یا مطمئنا ناخواسته دچار فساد خواهند شد این مسئولین  اگر سعه صدر خود را افزایش ندهند باید از مسئولیت کنار بروند، البته اگر خدا ترس باشد.

برخی از مسئولین هستند که به محض کوچکترین انتقاد از آنها، در مقام تلافی بر می آیند و از نقد کننده  شکایت  نموده و یا در پی آزار و اذیت وی می باشند، این موضوع شامل همان عدم بالا بردن آگاهی در جامعه نسبت به نقد است که البته از تاکیدات مهم امام (ره) ومقام معظم رهبری است.

به نظر نگارنده در جامعه ای که فضای بحث و نقد ش دربین مسئولین و مردم متشنج و احساسی باشد، نمی تواند از مزایای نقد بهره مند شود؛ در اینگونه جوامع بحث ها احساسی شده و انرژی ها به هدر می رود، مفسدین و متخلفین از این فضا سوء استفاده نموده، انحراف خطا و نقایص نه تنها کم نمی شود بلکه افزایش می یابد.

اما در جامعه ای که نقدش معقول و مسئولینش نقد پذیر باشند، انحراف و خطاهایش کمتر بوده و متخلفین در اینگونه جوامع احساس آرامش نمی کنند و از سوئی منتقدین دلسوز مورد حمایت قرار می گیرند.

در تفکر برخی مسئولین گرفتن سِمَت یعنی رسیدن به جایگاه اجتماعی، این دسته از مسئولین تحمل نقد را ندارند و انتظارشان این است که هر چه خطا می کنند به به و چه چه بشنوند، در حالی که در اندیشه امام و رهبری اصلا اینگونه نیست. از نظر این بزگواران گرفتن سمت یعنی مسئولیت، یعنی خادم و خدمتگزار مردم بودن، یکی ازمهمترین عوامل غوطه ور شدن عده ای از مسئولین در فساد اقتصادی نیز از همین نگرش غلط نشات می گیرد، بدیهی است که عوامل دیگری نیز وجود دارد که چون مرتبط با بحث نیست از آن صرف نظر می کنم.

نقد کردن بعنوان یکی از راههای  امر به معروف ونهی از منکر می باشد که  حق و وظیفه ی هر فرد است

انتقاد حق طبیعی افراد صاحبنظراست، چون هر فردی در ولایت خداست و هنگامی که می بیند مسئولی دست به خطا زده و ظلمی را مرتکب شده، به حقوق مردم تجاوز می کند باید مقابل آن بایستد و یکی از انواع ایستادن ها نقد است، نقد وظیفه است چون همه ی ما نسبت به انحراف و ظلم در جامعه چه در مسئولین و چه در مردم، مسئولیت قانونی و شرعی داریم.

نقد اعلام خطر و هوشیاری است برای نقد شونده و به معنای اعلام جنگ نیست و نقد را می توان به دارو تشبیح نمود، درد دارد و تلخ است، اما نتیجه ی نهایی آن سلامت بیمار است، نتیجه نهایی نقد هم سلامت نقد شونده و در پی آن سلامت جامعه است؛ اینها واقعیت جامعه بشری است و باید باورداشت که منتقد ما بدخواه ما نیست.

ترویج روحیه  تملق  و چاپلوسی توسط مدیران مخالف نقد و انتقاد

آیات و روایات بسیاری بر این معنی دلالت دارند که مومنان و باورمندان، نباید به افراد چاپلوس و کسانی که همواره از خوبیها سخن می گویند و بر سستیها، کم کاریها و کم بودها سرپوش می گذارند، میدان دهند و اینان باید دوستانی برگزینند که در کنار ستایش، به نقد رفتار و کاردار آنان نیز بپردازند، دوستانی که همچو آینه خوبی و بدی، شایستگیها و کاستیها را بر آنان بنمایانند.

حکایت شیرین روباه و کلاغ را که نمایان‌گر شخصیت‌های متملق و چاپلوس است را در کتب درسی خوانده‌ایم، از همان دوران دبستان در قالبها و داستانهای مختلفی مانند همین حکایت روباه و کلاغ به ما آموختند که تملق و چاپلوسی، از رذایل اخلاقی است که به هیچ وجه شایسته یک فرد مومن و اخلاق مدار نیست و اصولا باید گفت یک فرد سالم و متعادل به لحاظ روانی، نه اهل تملق گویی است و نه اهل تملق شنیدن.

متملق و تملق شونده از ناسالم بودن این رفتار خودآگاه هستند متملق شونده نگران پایان این ماجراست چون می داند مورد چرب زبانی قرار گرفته و تملق کننده هم منتظر رسیدن به هدف خویش می باشد، این رابطه، رابطه ای است بسیار بیمار، فردی که اعتماد به نفس ندارد، دوست دارد دیگران از او تعریف کنند، از سویی تملق مانع هوشیاری و پیشرفت فرد مورد تملق را می گیرد.

چاپلوسی ها به این معنا نیست که فرد متملق هیچ گاه ناراحت نمی شود بلکه این افراد اگر فرصتی بیابند از این کار دست برمی دارند و در جایی دیگر و به شیوه ای دیگر خشم خود را بروز می دهند.

کسانی که در جایگاه های مدیریتی قرار می گیرند باید از عزت نفس کافی برخوردار باشند و از سوی دیگر باید بپذیریم وقتی فقط از سوی دیگران مورد تعریف قرار می گیریم و ایرادها و عیب هایمان بازگو نشود به سوی بیراهه حرکت می کنیم

افراد متملق اجازه نمی دهند فرد مورد تملق به عیوب خود آگاه شود و آن ها را رفع کند. افرادی که در جایگاه های مختلف قرار می گیرند باید بدانند همیشه کاستی ها و ضعف هایی وجود دارد و کسانی که این کاستی ها را بیان می کنند “منتقدین” همواره قابل اعتمادتر هستند، پیامبر(ص) فرمودند: هر گاه برادرت را در پیش رویش بستایی، چنان است که تیغ بر گلویش نهاده ای.

ستایش و تملق انسان های شرور و فاسد موجب جسور گشتن آنان گشته، دست آنها را در چپاول و تعدی به حقوق دیگران باز می گذارد.

تعریف و تمجید و تملق در مراودات و فضای اداری، اجتماعی و سیاسی به طور محیرالعقولی کارساز است و افراد را از هیچ به همه چیز می‌رساند. طبیعی است که در چنین فضایی، فکر و اندیشه رشد نکرده و ظاهرسازی و ظاهربینی مبنای ارتباطات و زندگی می‌شود. لذا باید اعتراف کرد که چنین فضایی برای نقد نقادی فراهم نیست!!!

در غرب استان تهران حمایت از خبرنگار رویائی است دست نیافتنی

در غرب استان تهران به مرکزیت شهرستان شهریار، هستند خبرنگاران دست به قلم و توانمندی که در راه دستیابی به اهداف و رسالت خود از جان و دل مایه گذاشته، تهدیدات و غضبهای برخی مسئولین مخالف نقد را به جان خریده اند .

خبرنگارانی که برخی از آنها در گذشته به خاطر بازگو نمودن مشکلات شهری، بی عدالتی های رایج در سطح شهر، نا کارآمدی برخی مسئولین شهری خود ویا خانواده ی ایشان مورد تهدید و یا ضرب و وسیله نقلیه شان مورد تخریب قرار گرفته است .

آن روز انتظار می رفت، دادستان وقت بعنوان مدعی العموم و بالاترین  مقام قضائی شهرستان با بررسی موضوع  و خواندن مطالب چاپ شده از خبرنگار، در صورت واقعی بودن مطالب نوشته شده و تخلف رخ داده، حمایت نموده و با خاطیان برخورد نماید ولی دریغ از یک تذکر یا تلنگر! فرماندار با حمایت خود توانست آمار شکایت مسئولین از خبرنگاران را کاهش داده و بستر مناسبی را برای درج نقد و انتقاد محیا نماید .

شکایات با عنوانین واهی از خبرنگاران

از اینرو آن دسته از مسئولینی که همواره مورد نقد قرارگرفته و پاسخی محکمه پسند برای منتقد نداشتند اقدام به تنظیم شکایت های واهی از خبرنگاران نمودند، آنها در شکایت خود تعدادی از همکاران خود را بعنوان شاهد قرارداده و مدعی می شدند که آقای)  x همان خبرنگار منتقد( در حضور شاهدان خطاب به وی دشنمام داده و فحاشی نموده و….

پرونده اسماعیل داسدار از خبرنگاران منتقد شهرستان شهریار، مصداق همین ماجرا است، از انتقاد و نقد مسائل و مشکلات شهری آغاز شده و بعلت نبود پاسخ منطقی از سوی منتقد به شکایت شخصی و شاهدان همکارو … کشیده شده است .

هر چند امروز نمی توان منکر حمایتهای آشکارا و پشت پرده دادستان از خبرنگاران سالم و قانونمند شد ولی گلایه مندیم از دیگر مسئولین بلند پایه شهرستان و استان که با سکوت خود بر این بی عدالتیها دامن زده اند .

اگر فکر می کنید با تهدید و سکوت یک خبرنگار بعنوان منتقد، مسائل شهری آباد شده و همه چیز وفق مراد شهروندان خواهد بود، کاملا در اشتباه هستید. چرا که اگر نقد خبرنگار نباشد، مسئول خطاکار بدون هیچ گونه مانعی خون مردم را در شیشه خواهد کرد .

دادستان عزیز، فرماندار محترم و دیگر مسئولین امنیتی غرب استان تهران…

امروزه از شهرستان شهریار بعنوان مرکز اداری و سیاسی غرب استان تهران یاد می شود، بدست آوردن نام فرمانداری ویژه به راحتی نمی باشد و یقینا زحمات بسیاری باید کشیده شود تا این نام برای فرمانداری شهرستان شهریار به ثبت برسد .

چرا هر از چند گاهی شاهد دستگیری فلان عضو شورا، مسئول شهرستان، مدیر اجرائی و… هستیم ؟!

به نظر نگارنده وجود خط قرمزها و فیلترهای غیر منطقی خبری در غرب استان تهران باعث گردیده تا خبرنگاران نتوانند با داشتن ترس و واهمه از مسئولین، آنها را مورد نقد قراردهند، که اگر اینگونه نبود هرگز شاهد بروز چنین حوادثی نبوده و موضوع در نطفه حل و بررسی می شد .

شخص فرمانداری می آید هزار و یک تخلف می نماید و از ورود اقوامش به دستگاهها گرفته تا دخالت مشاوراش در ساخت و ساز غیرمجاز، خبرنگار این را می بیند و می داند ولی به جهت فرماندار بودنش و ترسی که از وی و جایگاهش (به جهت خط قرمزی که در شهرستان ایجاد شده) دارد، هرگز جرات نقد و بازگو کردن آن حتی طبق قانون مطبوعات با ” نوشتن آقای ک . م و… ” را هم ندارد، مدتها می گذرد آنوقت می گویند فلان مسئول یا عضو شورا بعلت تخلف بازداشت شد .

 در سالهای نه چندان دور یکی از همکاران ما در تیتری نوشت ” معمای باغ گیلاس شهریار چیست؟”  بنا به سفارشاتی، وی به دادگاه فرا خوانده شد، آنهم نه دادگاه مطبوعات، بلکه شعبه رسیدگی به جرائم مواد مخدر و…

واقعا جالب است ؟!

 قاضی بر اساس چه، خبرنگار را به دادگاه فرا خوانده؟!

از کجا می داند این تیتر خبرنگار در پی بازگو کردن اتفاقات خوب رخ داده در باغ  گیلاس می باشد یا اتفاقات بد؟

سخن پایانی :

تنها راه نجات شهرستان شهریار از این گونه ماجراها، حمایت شما مسئولین از خبرنگاران منتقد می باشد، تا قبل از بروز هر گونه مشکلی شما را در جریان امور قرارداده و با ورود به موقع مسئولین موضوع مرتفع گردد .

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود