مسجد

من خیر و صلاح خودتان را می خواهم

افروز نیوز (پرویز امینی)، من همسایه شما هستم . در همین کوچه و محله، در همین  نزدیکی ها زندگی می کنم. من «مسجد» هستم. خانه خدا، عبادتگاه مسلمین!

یکسری درددل هایی با شما دارم. دوست دارم کمی حوصله کنید و گلایه های این همسایه را بشنوید.پرویز امینی

با این که من هر روز، یکی دو نوبت در خانه ام  را به روی شما باز می کنم و چند ساعت به انتظار شما می مانم، ولی بعضی از شما ها به سراغ من نمی آیید و با من اُنس نمی گیرید. مثل اینکه با من قهرید. مگر از من چه بدی دیده اید؟ چرا اینهمه بی وفایی؟ چه خاطره بدی از من دارید؟ من که همیشه دل شما را روشن و قلبتان را با صفا کرده ام! من که همیشه به شما آرامش روحی داده ام. گاهی شاید برخورد خادم مسجد یا حرف های مردم یا برخورد های بعضی مسجدی ها ناراحتتان کرده باشد، ولی چرا از من و صاحب من– که خداست، قهر می کنید؟ من هر لحظه برای دوستی و آشتی با شما حاضرم و دست شما را می فشارم.

خدا فرموده است که مرا آباد سازید و شما فکرمی کنید آبادی من به چیست؟ آبادی من به حضور شماست. به برگزاری پرشکوه نمازجماعت، به معنویت و نیایش، به تبدیل شدن من به پایگاهی برای گسترش ایمان و آگاهی و تقویت دین و بسیج مردم و کمک به مسلمین و سنگری برای دفاع از اسلام و میهن، به همبستگی دل ها و الفت جان های نماز خوانان.

دوستان مسجدی

از شما مسجدی ها هم گله دارم. چرا تنها به مسجد می آیید؟ چرا ثواب نماز عبادت و تلاوت در مسجد، حتی حضوردر مسجد را برای مردم نمی گویید؟

دوستان؛ چرا دیر به مسجد می آیید و زود با عجله می روید؟ مگر مستحب نیست که انسان زود به مسجد بیاید و دیرتر بیرون برود؟ چرا (( حَیَ عَلَی الصَلاۃ )) را جدی نمی گیرید و همیشه به رکعت دوم نماز می رسید؟ دوست دارم وقتی به مسجد می آیید، همانطور که دستور دین است، لباس های تمیز بپوشید و عطر بزنید و برای آمدن شتاب کنید، وفادار باشید و با وضو وارد شوید، دعا بخوانید و ذکر بگویید، کفش هایتان را بیرون از مسجد درآ ورید، مرا محل گذر و راه عبور قرار ندهید، درمسجد به سخن دنیا داد و ستد و سر و صدا نپردازید. دوست دارم با همهمه و سر و صدا موقع نماز جماعت، حال مردم را نگیرید. بوی بد جوراب ها و عرق بدن ها، مردم را از من فراری ندهد. اذان و تکبیر با صدای خوش، دل ها را مشتاق من کند.

دوست دارم امام جماعت، هیأت اُمناء، موذن، مکبر و خادم خوب برای من انتخاب کنید. دوست دارم در جلسات و نمازها، چهره جوانان را بیشتر ببینم و کودکان را از مسجد بیرون نکنید، بلکه یادشان بدهید که آداب و آرامش و نظافت را مراعات کنند تا آن ها هم”مسجدی”شوند. دوست دارم وقتی صدای اذان بلند می شود، همسایه ها، کسبه و مغازه داران برای نماز جماعت به مسجد هجوم آورید، نه اینکه نماز جماعت بیخ گوشتان برگزار شود اما شما مشغول چانه زدن با مشتری، قدم زدن در خیابان، تماشای تلویزیون یا سرگرم حرف و حدیث باشید.

گله و شکایت دارم

بعضی ها احترام مرا حفظ نمی کنند، دل مرا می رنجانند، با هیاهو و مجادله و منازعه، آرامش مرا می گیرند. در فضای من غیبت می کنند و حرف های لغو می زنند که گویا مرا با باشگاه، قهوه خانه، سینما، بنگاه و فرهنگسرا اشتباه گرفته اند!

آخر من هم برای خودم قداست و حرمتی دارم ! این بی حرمتی ها علیرغم اینکه معصیت داد، اما بعضی ها پروا نمی کنند. من انتظار دارم حق مرا ضایع نکنید، حرمتم را نشکنید، نقش محوری مرا در زندگی خودتان از یاد نبرید. شما مسجدیان الگوی دیگران باشید. مرا کانون اصلاح اخلاق بدانید. آیا این توقعات و انتظارات من حق نیست؟ پس با من بیشتر همکاری کنید. من همدم شمایم. شما هم با من همدمی و همراهی کنید.

مسجد خانه خداست…

خانه خدا را با معرفت، تقوا، عمل صالح و یاد خدا آباد کنید. گله ها و درددل ها را نیز به دل نگیرید.”من خیر و صلاح خودتان را می خواهم.”

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود