هشدار

پیامکی از دیار باقی: جناب مدیر این قرارمون نبود…!

افروز نیوز- (پرویز امینی) بر کسی پوشیده نیست که اگر امروز مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با اقتدار در برابر استکبار جهانی می‌ایستند، اگر رئیس‌جمهور و هیات دیپلماسی کشورمان در سطوح بین المللی با کلام قاطع و اقتدار از مسئله هسته‌ای سخن می‌گویند، قطا این اقتدار را شهدا، جانبازان و ایثارگران به این نظام داده‌اند و این یعنی اثبات حقانیت خون شهید و حق عظیمی که بر گردن تک تک آحاد جامعه دارد. اما در این بین سهم مسئولیت پذیری مسئولین و مدیران اولویت بیشتری دارد. چرا که شهید نظاره گر عملکرد مسئولینی است که قبل از تکیه زدن بر کرسی خدمت، بارها به خون شهدا سوگند یاد کرده اند تا در راستای دفاع از آرمانهای این شهیدان کوتاهی قصور نداشته باشند.

حال جناب مسئول که دیروز خود را با علم به سنگینی این تعهد، با هر زحمتی بود به کرسی خدمت رساندی، خداوکیلی تا به امروز توانسته ای از پس تعهدی که به نظام و خون والای شهید داشته ای، برآیی؟ انصافا تا به امروز از عملکرد خویش در قبال خدمت صادقانه به مردم راضی هستی؟ شرافتا از فردای روزی که این پست خطیر را با هزار سلام و صلوات تحویل تو دادند، خانواده تو هم همطراز با مردم زندگی می کنند یا…؟

این دردنامه یک شهید است که امروز شاهد و ناظر بر اعمال ماست و بهتر است یادمان باشد او که از جان و مال و خانواده گرمش دل کند و برای دفاع از کیان و نظام مقدس جمهوری اسلامی، چشم بر این دنیای فانی بست، قطعا بهتر از ما می داند که سربلندی، اقتدار، آرامش و عزت ایران اسلامی گره ای عمیق در خون شهدا دارد. شهیدان زنده اند و بیشتر از من و توی جا مانده از این قافله عشق، دغدغه دارند و با ما سخن می گویند. حال اگر ما گوش شنوا نداریم، ایراد دقیقا از گوش ماست که نمی شنود و دائم نیاز به تلنگر دارد اما این شهید است که همواره با صدایی رسا و دلسوزانه با ما سخن می گوید.

پرویز امینی

پیامکی از دیار باقی:

…گاها چشمم به صحنه هایى می افتد که گریه‏ام میگیرد و در ذهنم به دوران ماندگار دفاع مقدس می روم که چگونه مقابل چشمانم روزانه دهها نفر از بهترین و پاکترین و مخلص‏ترین جوانهاى این مملکت فقط براى اجراى احکام اسلام و اوامر بنیانگذار جمهوری اسلامی، قطعه قطعه شده و در خون خود مى‏غلتیدند. اما امروز عده‏اى زیر سایه جانفشانى‏هاى آنان راحت و آرام زندگى مى‏کنند و به جاى قدردانى و سپاس از اینهمه ایثار و دلاوری، با اعمال و رفتارشان دهن کجى به آرمان مقدس این شهیدان می ‏کنند.

روی سخنم با توست جناب مدیر! روزی که برای خدمت به شهروندان بر کرسی مدیریت تکیه زدی، صرفا دلخوشی ما تجارب و سوابق تو در این عرصه نبود، بلکه بر خود می بالیدیم که می توانیم بر روی سلامت نفس تو تکیه کرده و مطمئن باشیم که هرگز بخاطر میز مدیریت، وارد دسته بندی ها و مماشات با برخی افراد معلوم الحال نمی شوی. هرگز فکر نمی کردیم که تو هم روزی دست و پایت بلرزد و با متخلفان هم پیاله شوی. آری تمام امید ما به آن بود که تو از گذشته خود، آنچنان کارنامه ای شفاف و زلال داشتی که هرگز بخاطر مال اندوزی غیر شرعی، دست از پا خطا نمیکردی. چون یاد دارم در گذشته ای نه چندان دور،علیرغم اینکه همواره با مشکلات مالی، سخت دست و پنجه نرم می کردی و حتی برای پاس کردن چک نیم میلیون تومانی خود هم با مشکل روبرو بودی، هرگز از اصل خود که همان سلامت نفس بود، برنگشتی و ریالی شبهه انگیز در جیب نگذاشتی. اما امروز تو را چه شده است که بر همه چیز پشت پا زده و دست در خورجین مردم برده ای؟ چرا رنگت از لطافت برگشته و اینهمه کدر به نظر می رسی؟ چرا بجای آن یکرنگی و صداقت، دائما سیاسی کاری و سیاه نمایی می کنی؟ اصلا چرا دیگر خودت نیستی؟ چرا آنچنان سست و متزلزل مدیریت می کنی که همیشه دیگران یعنی همان مدیران در سایه برای تو تصمیم می گیرند؟ ها؟؟؟

عزیز من؛ خواهشا با موضوع خیلی سطحی و ساده لوحانه برخورد نکن و نگو که در این چند سال در کنار مدیریت و در کمال صحت و سلامت و رعایت موازین، فعالیت های اقتصادی نیز کرده ام. این حرف ها دیگر خریدار ندارد. واقعا باورش سخت است که اینهمه ثروت را بی غل و غش بدست آورده باشی چون امروز اوضاع زندگی و اقتصادی تو بگونه ای به نظر نمی رسد که توانسته باشی صرفا با تکیه بر حقوق ماهیانه خود، اینهمه امکانات برای زندگی فراهم کنی، مگر آنکه رسیدن به اینهمه امکانات، با آلاف و الوف عجین بوده باشد ولاغیر!!!

عزیز من؛ امروز همنشینان تو کسانی هستند که از زد و بندهای اقتصادی و لابی های غیرمتعارف برای خود حاشیه امن مالی درست کرده اند!!! همانهایی که اصولا همگان فکر می کردند که هرگز نمی توانی قرابتی با آنها داشته باشی. اما امروز چه شده است که آنها از برادر به تو نزدیک تر شده اند و تو که تا دیروز منتقد افکار و رسوم ایشان بودی، بیشتر ایام هفته خود را با این حضرات، آنهم تا پاسی از شب  در سفره خانه های سطح شهر، صرف قلیان کشیدن و معاملات بودار می کنی؟

راستش در آن ماههای ابتدایی مدیریت خود و درست در همان زمانی که رفته رفته بر مال خود می افزودی، هرگز باورم نمی شد که پایت سر خورده باشد و حتی بارها بخاطر تو در مقابل تهمتی که اطرافیان به تو روا می داشتند، ایستادم و به ایشان خرده هم گرفتم. اما به مرور دیدم که ماشین حساب مغزم جوابگو نیست و حالا دیگر دو بعلاوه دو چهار نمی شود و تعداد رقم صفرهای حسابت بسیار فراتر از فهم ما شده است و اینجا بود که دیدم، دخل تو با خرجت یکسان نیست و با عقل همخوانی ندارد که واقعا توانسته باشی در طی این سالها با حقوق کارمندی، خانه ای خریده ای باشی به متراژ و قیمت فلان!!! در شهرستانی دیگر سرمایه گذاری کلان کرده باشی و یا انواع و اقسام تورهای سیاحتی بویژه زیارتی را نه یکبار بلکه سالی چند بار آنهم تجربه کرده باشی و برای هر سفرت، ولیمه های هزار نفری بدهی!!!!

عزیز من؛ وقتی پازل های نامفهوم اینچنینی را کنار هم می گذارم، قطعا به نتیجه ای غیر از سر خوردن پاهایت نمیرسم. دوست عزیز این قرارمون نبود از حسن نیت، صداقت و احساسات کسانی که به سلامت نفس تو ایمان داشتند، اینچنین سوء استفاده کنی و به نوعی همه افکار عمومی را دور بزنی.

هشدار

آره، با شما هستم جناب مسئول!

به والله قسم ناراحتى و درد ترکش هایى که به بدنم خورد به مراتب کمتر از درد مشاهده این صحنه‏ ها بود، مگر نه این است که ما براى ریشه کن کردن فساد اجتماعی و اقتصادی، انقلاب کرده ‏ایم؟ پس امثال شما مسئولین چه می ‏کنید؟ مگر تا به حال بیانات امام (ره) را نشنیده اید؟ مگر دغدغه های مقام معظم رهبری (معظم له) را در خصوص پاسداشت خون شهدا و حفظ آرمانهای این نظام الهی نمی دانید؟

شماها که در دفتر کارتان تمثال امام راحل(ره)، مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) و گاهاً شهدا را نصب می کنید، وجدانا به منویات و فرموده های این بزرگان که در صیانت از آرمانهای نظام و همچنین تکریم و لزوم رسیدگی به حال و روز مردم تاکید داشته اند، آشنایی دارید و عمل می کنید؟ نکند امثال تو واقعا گمان دارید که این پست و میز ریاست، شخصی بوده و ارثیه پدری شماست! نه عزیز من، بدان و آگاه باش که همه ما حتی نفس کشیدن خودمان را هم مدیون سختکوشی و درایت بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبری های داهیانه مقام عظمای ولایت و همچنین جانفشانی دلیر مردانی است که تمام قد و جانانه برای این نظام الهی ایثارگری ها کردند، هستیم.

علی ایحال، شما مدیری که پشت این میز خدمت نشسته ای، آیا واقعا دین خود را به این نظام ادا کرده ای؟ من نگرانت هستم و دوست ندارم بیش از این خود را آلوده کنی. چرا که دوست دارم تو همان انسان شریف، صادق، سالم و بی ریای سابق باشی.

بنابراین بهتر است لحظه ای به خود بیایی و جبران مافات کنی. عجله کن که وقت تنگ و ملک الموت از رگ گردن به انسان نزدیکتر است و اتفاقا مدیر و غیر مدیر هم برایش فرقی نمی کند. پس به جای جا خوش کردن بر آن صندلی، از جا برخیز و فقط صادقانه و بی ادعا به این مردم و نظام خدمت کن و از آنجا که دین سنگینی بر عهده داری، پیشنهاد می کنم در نیایش ها و خلوت خود، روی به استغفار بیاور و به اردوگاه ارزشهای انقلاب برگرد. چرا که خارج شدن از اردوگاه ارزشها، نتیجه بی بصیرتی شخص شماست و تاخیر در بازگشت از این راه پر خطر، پشیمانی و ندامت سنگین اخروی و حتی دنیوی برایت به همراه دارد و اگر کمی باهوش باشی و اطراف خود را با دقت رصد کنی، خواهی دید که چند صباحی است، سربازان گمنام امام زمان (عج) چگونه مو را از ماست می کشند و در راستای استیفای حقوق این مردم شهید پرور، دست چپاولگران را یکی پس از دیگری از بیت المال کوتاه می کنند. پس تلاش وافر کن تا به جای چپاول بیت المال، همان فرد بی تکلف و دوست داشتنی قبلی باشی.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود