جدید ترین اخبار
گرداب عشق

“گرداب عشق” به چاپ سوم رسید

افروز نیوز- کتاب “گرداب عشق” اثر اشرف السادات سادات، مسئول انجمن ادبیات داستانی شهرستان شهریار و همچنین مسئول انجمن ادبیات داستانی سازمان بسیج هنرمندان استان تهران به چاپ سوم رسید.

اشرف السادات سادات

گفتگویی با اشرف السادات سادات نویسنده کتاب “گرداب عشق” در خبرگزاری بسیج در خصوص این اثر صورت گرفته است که شما مخاطبین گرامی را به مطالعه آن دعوت می کنم.

 کمی در خصوص کتاب گرداب عشق بگویید و اینکه چطور شد این کتاب را نوشتید؟ آیا زندگی و سوژه‌ای واقعی در نظرتان بود؟

کتاب گرداب عشق مجموعه دو رمان است، با ژانر رومانتیک و عاشقانه و در عین حال اجتماعی و شاید یک خط بطلان بر برخی از عقاید و باور هایی اشتباه که می تواند تلنگری باشد بر پیش داوری های نادرست.

لازم به ذکر است؛ در تمام داستانها، سوژه ها واقعی هستند. اما هنر نویسنده این است که بتواند دنیای واقعیت و خیال را به هم پیوند بدهد و طوری قلم فرسایی کند که خواننده، خویش را در آن محیط و فضا احساس کند و با شخصیت اصلی داستان همراه و گاهی خود شخصیت اصلی داستان شود.

در کتاب “گرداب عشق” هر دو رمان به زندگی آدمها در شرایط مختلف و مکانهای متفاوت می‌پردازد، داستان بلوغ‌ آدم‌ها در گذر زمان و گذشتن از شرایط  سخت و دشوار است.

آیا وارد شدن به دنیای نویسندگی کار سختی است؟ برای شما چطور اتفاق افتاد؟

‌در نگاه اول شاید کار آسانی به نظر برسد، اما از آنجا که نویسنده در خلق این آثار رسالتی بس سنگین بر دوش دارد، سخت ترین و دشوار ترین کار است. چون باید بسیار تمرین کرد، خوب دید، خوب تمرکز کرد و خوب شنید و این سه وقتی در کنار هم قرار بگیرند کاری بس سخت و دشوار می شود، چطور می توانیم در آن واحد هم خوب ببنیم هم خوب بشنویم ….

از همه مهم تر اینکه باید ببینیم برای چه قشری می نویسیم. اگر خاص باشد خیلی راحت تر است اما اگر برای عموم باشد بسیار سخت است. چون تمام جامعه را در بر می گیرد. پس باید قبل از آنکه یک نویسنده باشی، لازم است جامعه شناس و روانشناس خوب باشی.

گرداب عشق

خانواده و اطرافیان بیشتر از کارهای شما تعریف می کنند یا نقد؟

بیشتر نقد می کنند و اتفاقا نقدهای ایشان بسیار هم برای من سازنده بوده است.

به نظر شما مخاطب در پایان خواندن کتاب “گرداب عشق” بجز سرگرمی به چه چیز دیگری از کتاب دسترسی پیدا می کند؟

فکر کنم بهترین جواب به این سوال، سخن ناشر جناب کریم نظری، ناشر بزرگوار این اثر است:”متن و نوشته ای مفید است که در آن دعوت به ارزشهای اخلاقی،عبرت آموزی، پرورش راه های نیک و رفتارهای سالم و کامل انسانی در آن لحاظ شود و مخاطب را در یک مسیر صحیح، مثبت و سازنده به مقصد هدایت نماید.”

در حال حاضر داستان دیگری در دست نوشتن دارید؟

چند داستان نیمه تمام دارم. اما داستانی دارم که بیش از سه سال است روی آن کار می کنم ولی هنوز به دل خودم ننشسته و شاید بارها به آخر رسیده و در بازخوانی مچاله شده باشد. گاهی وقت ها دلم به حال جوهر قلم و کاغذم می سوزد که با چه شوقی به پایان می رسند اما در آخر اشک شان در می آید ….

 با این پاسخ، سوالی به ذهنم خطور کرد که برای نوشتن یک داستان بلند یا رمان چقدر زمان لازم است؟

بستگی به نویسنده اثر دارد به نظر من شاید برای خلق یک رمان، بیشتر از یک سال یا حداقل شش ماه زمان لازم است.

 بیشتر به داستان علاقه دارید یا شعر؟

شعر را خیلی دوست دارم اما داستان دنیای لذت بخش دیگری است.

آیا شده پس از چاپ مجدد آثار خود، حس ناخوشایندی به شما دست بدهد و فکر کنید آن اثر نیاز به بازنگری دارند؟

احساس ناخوشایند نه. چون می دانم اگر حمایت مردم نبود به چاپ مجدد نمی رسید و این حس خوبی است و نشان می دهد که مخاطبان با داستان ارتباط برقرار کردند. اما گاها این احساس را دارم که شاید در یکی از فصل های داستان اگر یک سبد برمی داشتم و میوه های اضافه اش را می چیدم بهتر می شد یا در فضا سازی باید کمی بیشتر دقت می کردم و یا اینکه اگر به جای فلان واژه واژه ای بهتر را می توانستم انتخاب کنم…

شناخته شدن یا شهرت برای یک نویسنده چقدر جذابیت دارد؟

صادقانه جواب بدهم، من دنبال شهرت و شناخته شدن کاذب نیستم چون کار خوب همیشه خواهد ماند ولی شهرت ممکن است با خود غرور کاذب بیاورد و این نوع شهرت برای افرادی خوب است که دوست دارند تا ره صد ساله را در یک شب طی کنند. اما درکل مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.

 تاثیر نویسندگی در زندگی خانوادگی و کاری شما چگونه بوده است؟

سوال سختی است؛ تاثیرات مثبتش خیلی بیشتر از تاثیرات منفی آن است. وقتی شروع به نوشتن و یا مطالعه می کنی نگاهت به زندگی یک گام جلوتر می رود و باعث می شود تا زندگی را سخت نگیری و بینی ممکن است خیلی ها در این دنیا زندگی بس دشوارتر و سخت تر از شما داشته باشند…

 بیشتر دوست دارید رمان های خارجی را بخوانید یا ایرانی؟

هر دو را مطالعه می کنم. اما از آنجا که با خواندن آثار ایرانی میتوانم بیشتر با فرهنگ و مردم کشورم آشنا شوم، علاقه بیشتری به خواندن رمانهای ایرانی دارم. چون معتقدم وقتی نویسنده، فرهنگ و تمدن ایرانی را نشناسم، هر اندازه هم کتاب و داستان خارجی بخوانم به دردم نمی خورد.

وقتی کتاب “همسایه های احمد محمود” را می خوانم، شاید دیگر نیازی نیست به مناطق جنوب بروم چون این کتاب خود دایره العمارفی کامل است. یا وقتی کتاب صادق چوبک، کتاب های بیژن نژدی، داستانهای زویا پیرزاد و یا افسانه های صمد بهرنگی، ابو تراب خسروی، سیمین دانشور، عباس معروفی و…

در آخر هر آنچه فکر می کنید باید با خوانندگان رمان یا دیگر مخاطبین گفته شود، بفرمایید

کتاب را از سبد زندگی خود خارج نکنیم. حداقل ماهی یک بار به کتاب فروشی ها سری بزنیم حتی اگر قصد خرید نداشته باشیم.

همانطور که جسم نیاز به تغذیه دارد، روح هم محتاج تغذیه خاص خود است. پس به روحمان اهمیت بدهیم و نگذاریم بیمار و افسرده شود. روح هم احتیاج به هوای تازه دارد. نیاز دارد در روز حداقل ۵ دقیقه از روزمره گی ها دور شود …

در انتها لازم می بینم از خانواده و کلیه دوستانی که مرا در این مسیرهمراهی کردند، تشکر کنم.

یک نظر

  1. تبریک میگویم استاد من خیلی وقت بود منتظر کتاب شما هستم موفق باشید

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود