آرشیو برچسب: شاعران شهرستان شهریار

من زنم، گاهی شبیه مرد می گیرد دلم…

زن غمگین

افروز نیوز- سروده ای از اکرم صادقی (آرام) من زنم گاهی شبیه مرد می گیرد دلم بی صدا زیر هجوم درد میگیرد دلم با مرور خاطراتت روز و شب سرمی کنم پای عکست بی برو بر گرد می گیرد دلم ...

متن کامل »

آزادی…

غزلی از استاد حسن اسدی (شبدیز) برق در شهرشب می اندازد، سنگ آتشزن است آزادی بیرق از نور برمی افرازد، مشعل روشن است آزادی با سپاهی ز موجِ آتشتاب، می شتابد به سوی قلعه ی خواب می کّند سنگ را به ...

متن کامل »

آشنایی با هنر “نائیف”

افروز نیوز- (سهیلا مولاوردی) هنر نائیف هنری است که بر اساس نگاه هنرمند به پیرامون خود، و نه بر مدار آکادمیک شکل می‌گیرد و ضوابط مکتبی در آثار این هنرمندان پررنگ نیست. کلمه نائیف (فرانسوی: art Naïve) یعنی ساده‌دل، بنابراین ...

متن کامل »

لعنت به هر کوهی که معدنچی بمیرد

معدنچیان گلستان

(غزلی از مسعود بانصیری) خاموش کرده گریه ها پیراهنش را جا می گذارد ریزعلی راه آهنش را تنها چراغ قرمزی در سینه دارد نوری که روشن کرد راه رفتنش را بگذار هر کوهی که می خواهد بریزد بر هر قطار ...

متن کامل »

چه کنم در تو اگر رغبت دیداری نیست؟

چه کنم در تو اگر رغبت دیداری نیست؟ (سروده؛عشرت مرادی) گرچه دیریست مرا با تو دگر کاری نیست دگر این دایره را نقطه ی پرگاری نیست من  همان نامه ی نفرین شده هستم که مرا خط زد ی پاره نمودی ...

متن کامل »

دل را به کسی بده که ترکت نکند…

دل

“چند دوبیتی از محمد زمان تفرشی” بی روی تو روزگار بد می گذرد حتی بخدا بهار بد می گذرد ازما که گذشت و رفت اما بخدا هر جمعه و انتظار بد میگذرد پلکی نزده بهارعمرم دی شد جامی نزده خمم ...

متن کامل »

دست تقدیر می دهم دل را…

تقدیر

دست تقدیر می دهم دل را… (سروده: اکرم گلبان) بی تو تحویل می شود هر سال سالهای درد و حسرت و سختی فصل هایی که می گذشت و من قی شدم از دهان خوشبختی   از درخت باغ اجدادی سیب ...

متن کامل »

ما را خدا از هم جدا می خواست…

“ما را خدا از هم جدا می خواست…” (سروده اکرم گلبان) تصویرتو برسینه ی دیوار ماسیده خنده روی لبهایت چشمان تو در قاب تردید و روزم شده هم رنگ شب هایت   تو دل بریدی از من و  دیدم آن ...

متن کامل »

میروی همدست باشی با قلم…

(سروده هایی از اکرم گلبان) “از عرش با عشق تو بر این فرش افتادم” بغض نفس گیری پر از آماج فریادم من نیمه ای بودم که آسان بردی از یادم معراج تو از دامن من بوده ای آدم از عرش ...

متن کامل »

زیر خاکستر دل آتش پنهان دارم…

عشق

(سروده ای از سرکار خانم عشرت مرادی) مثل توفان زده ها آتش طغیان دارم و به باران پس از صاعقه ایمان دارم مثل رودی که شده خسته از آرامش خود سمت دریای پریشان تو جریان دارم…. بند بند دلم از ...

متن کامل »